seoul

asheghane korea

داستان های طنز دابل اسی!!!!
انقد تو صورت من ها نکن

به هیونگ ام بدیم

به ما چه اگه عرضه داره خودش بره گیر بیاره....

می گما ... تو پول نداری؟

نه با با یون جی (دوست دختر خیالی هیون!) دیروز جیبامو خالی کرده آه در بساط ندارم

واسه چی انقد واسه این دختره خرج می کنی؟

چیه؟ حسودیت می شه؟ ها؟

نه خیرم...

حالا واسه چی می خوای؟

هیچی ولش کن

کیو.... چشات چقد گنده شدن!

بگیرش طرف خودت بابا اه...

کیو ... کیو...

من خوابیدم

ببین تو هیچ وقت به حرف من گوش نمی دی

بگو بابا

اگه اون جایزه مال ما بشه باهاش یه خونه ی بزرگ می خرم...

همش که مال تو نی...

چرا من لیدرم نصفش مال منه

بشین که ما گذاشتیم

من زورم از همتون بیشتره اونوقت...

پیففففف خفمون کردی

گوش کن دیگه ...

بیا پتو مال خودت نخواستیم

اونوقت...

هیش ساکت فک کنم منیجره.... بفهمه تا الان نخوابیدیم کلمونو می کنه....

.......

نه با با یونگیه....

حالا هر کی بود مهم نی...

اه این چیه چسبیده به من؟

هه هه آدامس منه دیشب گمش کرده بودم

من می گم هر دفعه یه چیزای چسبیده به این ملحفه ها هر کاری می کنم شسته نمی شه پس کار توئه ها...

کیو.... شارژگوشیم داره تموم می شه....

- قوقولی قو قو....

دیگه لازم نیست، فک کنم صب شده

هه آره خروس همسایه بغلیه

منم بچگیام یدونه داشتم خیلی خوشکل بود ... هی ...

کیو .... من گشنمه....

چی کارت کنم....

می گم گشنمه....

-"دیری ری رینگ دیری ری رینگ "

باحال بود نه؟؟ خب بعدی رو بخونین خیلی با حاله

 

 

اس اس 501 در ایران
وقتی اس اس تو ایرانن و دارن با شما تو پارک قدم میزنن و دستشوییشون میگره و با یه دستشویی ایرانی مواجه میشن!!!!!!!!! 



هیون: در حالی که داره شاخ در میاره میاد بیرون و وقتی شما بهش میگید چی شده؟ میگه:اینجا چرا این شکلی بود؟



شما میگید: چه شکلی؟ میگه یه سوراخ عجیب اون جا بود که توش پر بود و بوی بدی هم داشت مشکوکههههههههههه ........



جونگی:میاد بیرون و به هیونگ که بغل شما وایستاده میگه :اااااااا هیونگ زشتهههههههههه چرا پوشکتو انداختی اون جا؟



وبعد به شما نگاه میکنه و میگه : بیا یه لطفی کن طرز استفاده ی اینو به من یاد بده



یونگی: بعد یه ساعت بر میگرده رو به شما میگه بهت گفتم wc رو نشونم بده چرا منو آوردی موزه؟ خب البته بد نبود یکی نشسته بود اونجا پول میگرفت منم یه پولی دادم و رفتم تو نمیدونی که واسه دیدن هر اثر باید کلی صف وایمیستا دی!!!



کیو: بعد کلی زمان میاد و میگه با هر بدبختی بود ازش استفاده کردم و وقتی شما میگید چرا اینقدر طولش دادی؟ میگه:



آخه کلی خاطره اون جا بود و هر کی هم پایین خاطرش اسمشو نوشته بود و نوشته بود شمام خاطرتو بنویس تا خودکار گیر بیارم طول کشید



هیونگ: هر چقدر وایمیستید نمیاد آخرش میبینید خلوته میرید دم در توالت و میگید چرا نمیای بیرون؟؟؟



اونم با بغض میگه : اینجا دستمال ندارههههههههههه!!!!!!!!!!!
من که سر این از خنده سیاه شده بودم

خب تمومید ولی نظر بدینا

 

 

جمعه ششم مرداد 1391 2:31نویسنده kiana jojo| |


♀ali-hadis♂