X
تبلیغات
seoul - داستان های طنز دابل اسی


seoul

asheghane korea

داستان های طنز دابل اسی!!!!
سلام وووااااییی نمیدونین چه قد سر اینا من خندیدم امید وارم شمارم مثه من بشادونه خب ولی نظرم بدینا:

 

دستا بالا (به سبک دابل اس )

هیون انقد پاتو تکون نده

خوابم نمی یاد خب .... بیام زیر پتوی تو؟ چراغ قوه ام دارم

از کجا؟

اه تو چقد خنگی گوشیمو می گم دیگه. به منم جا بده خب...

گوشه پتو رو بکن زیر تشک

یه ذره برو اونورتر... آهان خوبه...

پات تو یخچال بوده؟

قضیه جایزه رو شنیدی؟

نه کدوم جایزه؟

مثل اینکه قراره تا آخر ما بهترین گروهو انتخاب کنن شنیدم قراره یه جایزه توپ بهشون بدن....

اونو بگیر اونور تر.... حالا چش به ما؟

احمق می دونی اگه ما انتخاب بشیم چی می شه؟

بقیه گروه ها باید کج و کوله باشن که ما انتخاب بشیم...

فقط نمی دونم چرا هیونگ جین هیونگ (منیجر دابل اس) چیزی بهمون نگفت...

هیون... سیبیل داریا

باید از فردا برم دنبالش ببینم قضیه چیه....

گرمه پتو رو از زیر تشک بیار بیرون

یخی میاد تو خب

دیدی جونگ مین چی خریده بود؟

نه چی بود؟

چند تا بسته (.....!!) اصل خریده بود می گفت به هیچ کدومتون نمی دم

بریم ازش بدزدیم؟

آره به هیونگ ام بدیم

برین ادامه تا بقیه رو ببینین اینم ادامش تو ادامس


ادامـ ــه حرفایِ ما
جمعه ششم مرداد 1391 2:31نویسنده kiana jojo| |


♀ali-hadis♂